رخدادهاى زمين‎ساختى پالئوزوييک

رخدادهاى زمينساختى پالئوزوييک

«نخستين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (رخداد زريگانين  )

«دومين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (ميلايين -  Milaian )

«چهارمين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (هرسى‎نين ) 

يکى از پيامدهاى کوهزايى کاتانگايى، ايجاد چرخه‎هاى رسوبى جديد از نوع بَرقاره‎اى Epicontinental   است که از زمان پرکامبرين پسين تا ترياس ميانى در گستره‎هاى وسيعى از ايرانزمين چيره بوده و در طى آن، پوشش سکويى اپى‎کاتانگايى ايران شکل گرفته است. در بيشتر نقاط ايران، مرز پرکامبرين پسين – کامبرين پيوسته و تدريجى است ولى در رديف‎هاى سکويى پالئوزوييک ايران، شواهد زيادى از ناپيوستگى‎هاى رسوبى ديده مى‎شود که به جز حالت‎هاى  استثنايى به طور عموم از نوع دگرشيبى موازى ‎است. به همين‎رو، اين باور وجود دارد که در پالئوزوييک شرايط زمين‎ساختى به نسبت آرامى بر سرزمين ايران چيره بوده و تنها در حرکت‎هاى تناوبى رو به بالا و پايين زمين، گاهى از وسعت دريا کاسته مى‎شد و زمانى نيز با پسروى کامل دريا، سکوى پالئوزوييک به خشکى تبديل مى‎شد. با اين باور، پذيرفته شده که حرکت‎هاى زمين‎ساختى پالئوزوييک ايران بيشتر از نوع خشکى‎زا است و جنبش‎هاى کوهزايى مهم و شديد پالئوزوييک که در بخش‎هاى بزرگ از آسيا و اروپا صورت گرفته، تأثير ناچيزى در ايران داشته‎اند. به طور يقين، وجود پى‎سنگ دگرگونى و سخت شده آفريقا – عربستان، در زير سکوى ايران و همچنين دورى از پهنه‎هاى کوهزايى کالدونين و هرسى‎نين، مى‎تواند از عوامل مؤثر در کاهش تأثير نيروهاى زمين‎ساختى و آرامش نسبى پالئوزوييک ايران باشد. در توالى پالئوزوييک ايران، شواهدى از سه فاز کششى و بازشدگى  Opening stage پوسته و دست کم، چهار رويداد زمين‎ساختى وجود دارد. 

«نخستين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (رخداد زريگانين  ):  

 در زمان کامبرين پيشين و در حد فاصل دو سازند زاگون (در پايين) و لالون (در بالا) صورت گرفته که با پسروى موضعى دريا و تشکيل محيط‎هاى اکسيدى همراه بوده است. اگرچه، در بيشتر نواحى ايران مرز بين سازندهاى زاگون و لالون هم‎شيب و تدريجى است، اما در نواحى سلطانيه، پشت‎بادام، زريگان و شمال باخترى کرمان، سازند لالون با يک واحد کنگلومرايى با قطعات سنگ‎هاى پرکامبرين پسين آغاز شده و به طور دگرشيب بر روى واحدهاى کهن قرار دارد. حقــى‎پور (1974) به فاز زمين‎ساختى پيش از لالــون رخداد زريگانين  نام داده است.  

«دومين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (ميلايين -  Milaian ) :

 ايران، پيش از کامبرين ميانى و در حد فاصل دو سازند لالون کامبرين پايينى) و سازند ميلا (کامبرين ميانى و  بالايى) صورت گرفته که جايگاهى بين ماسه‎سنگ‎هاى ارغوانـى لالون و عضــو ماسه‎سنگ کوارتزى مـوسوم به کـوارتزيت رأسىTop Quartzite دارد. هم‎شيبى دو سوى ناپيوستگى، نشانگر دگرشيبى موازى است. به اين رخداد سراسرى که در گستره‎هاى وسيعى از البرز، زاگرس و ايران مرکزى قابل شناسايى است، مى‎توان ميلايين( Milaian)  نام داد. ايست رسوبى ناشى از رخداد ميلايين، جدا از چرخه‎هاى فرسايشى با تشکيل حوضه‎هاى تبخيرى همراه بوده است. در منطقه شهرکرد در حدفاصل سازندها لالون وميلا انباشته‎هاى نمکى وجود دارد که به نام سازند بُزنويد نام‎گذارى شده است (زاهدى، رحمتى، 1379 ) اين جايگاه سبب گرديده ايشان هم، گنبدهاى نمکى زاگرس را به سن کامبرين پيشين تا ميانى بدانند. 

«سومين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (کالدونى ) :  

 ايران، همزمان با جنبش‎هاى کالدونى بوده که در نتيجه آن، ارتباط دو سيستم سيلورين و دونين، با سنگ‎هاى کهن‎تر از نوع دگرشيبى موازى است. حرکت‎هاى زمين‎ساختى قابل قياس با رخداد کالدونى، از اواخر اردويسين آغاز شده و تا زمان سيلورين و به احتمالى، تا دونين ميانى ادامه داشته است. نبود سنگ‎هاى سيلورين و دونين پيشين – ميانى در نواحى باختر و شمال باخترى ايران، وجود فرابوم کالدونى را در نواحى ياد شده تداعى مى‎کند که به باور نبوى (1355) در امتداد يک خط فرضى شمال خاورى – جنوب باخترى از حوضه برقاره‎اى خاور ايران (البرز خاورى، خاور ايران مرکزى و جنوب خاورى زاگرس) جدا بوده است. نبود رسوبى بين سنگ‎هاى اردويسين – سيلورين و سيلورين – دونين، رخساره‎هاى آوارى دونين پيشين، تکاپوهاى آتشفشانى سيلورين و ... شواهدى از خشکى‎زايى رويداد کالدونى در بخش خاورى ايران‎ است پيشروى و پسروى وابسته به خشکى‎زايى کالدونى، به ويژه در البرز خاورى شواهد روشن‎ترى دارد و به همين‎رو اشتامفلى (1978) و شهرابى (1356) به عملکرد فاز تاکونين (بين اردويسين – سيلورين) و فاز آردنين (در مرز سيلورين – دونين) در جنوب گنبدکاووس و شمال شاهرود باور دارند.

کوهزايى کالدونين در ارتباط با پيدايش رشته کوههايى در محل تقريبى اقيانوس اطلس شمالى فعلى است. به عبارت ديگر بعلت برخورد قطعات مختلف اورازيا ، اين کوهزايى شکل گرفته است . اکثر زمين شناسان ايرانى اثرات کوهزايى کالدونين را در ايران بصورت خشکى زايى مى‌دانند . با اين وجود برخى از شواهد جزئى که حاکى از فعاليت کوهزايى است موجب شده که اتفاق نظر در اين مورد وجود نداشته باشد . در ايران مرکزى در سيلورين پسين ، رسوبات ماسه سنگ قرمز به همراه ژيپس مربوط به سازند پادها  نهشته شده است . در زاگرس رسوبات اردوويسين فوقانى - سيلورين با نبود چينه شناسى همراه بوده که اين وضعيت تا کربونيفر ادامه داشته و باعث شده نهشته‌هاى پرمين بصورت دگرشيب بروى اردوويسين قرار گيرد ، بجز در بخشهايى در شمال بندرعباس ، در پهنه سنندج- سيرجان نيز رسوبات سيلورين-اردوويسين وجود ندارد . در کوههاى تالش البرز رسوبات سيلورين فوقانى- دونين زيرين ديده نمى‌شود . همه اين شواهد دال بر اين است که پوسته ايران در اين دوره زمانى خارج از آب بوده است . در جنوب گنبد کاووس فازهاى تخريبى مهمى که حاکى از خشکى‌زايى است مشخص شده است . در ناحيه خوش ييلاق البرز شرقى حدفاصل شاهرود تا آزادشهر ، آثارى از بازالت هاى آتشفشانى ديده مى‌شود که به آنها بازالتهاى سلطان ميدان گويند که نشان از شواهد کوهزايى است . در آذرباييجان غربى و ماکو رسوبات فسـيـل‌دار ، دگرگونى ضعيفى را نشان مى‌دهد . دگـرشـيـبـى‌هاى محلى در بخشهايى از البرز حدفاصل دونين ميانى و بالايى ، کربونيفر و پرمين ديده مى‌شود که به عقيده نبوى اين دگرشيبى‌ها مرتبط با کوهزايى کالدونين است .

گفتنى است که حرکت‎هاى کالدونى در همه جا ماهيت يکنواخت و خشکى‎زا نداشته و شواهد پراکنده‎اى از عملکردهاى کوهزايى سبب شده تا نبوى (1355) براى رويداد کالدونى نقش پراهميتى قائل شود و بر اين باور باشد که سنگ‎هاى دگرگونى شمال البرز (شيست‎هاى گرگان) و ناحيه اسفندقه – اقليد و همچنين ماگماتيسم شکافى در خاور و مرکز ايران، نتيجه عملکردهاى کوهـزايى کالدونى هستند. نمونه‎هاى زير مى‎توانند شواهدى از کوهزا بودن موضعى رويداد کالدونى باشند:.  

»  در باختر کرمان، مرز پرکامبرين پسين و دونين از نوع دگرشيبى ملايم است(ديميتريويچ 1973  )

»  در شمال سمنان، در پايه آوارى‎هاى دونين بالايى (سازند جيرود) دگرشيبى زاويه‎اى حدود 30 درجه وجود دارد (نبوى 1366). 

»  در نواحى رباط قره‎بيل، شمال شاهرود، خاور سمنان، جنوب کاشان، ازبکوه و انارک سنگ‎هاى آتشفشانى بازيک به سن سيلورين (بازالت‎هاى سلطان ميدان) وجود دارد که به شکستگى‎هاى ناشى از رويداد کالدونى اشاره دارد. 

»  در ناحيه ماکو، سنگ‎هاى اردويسين دگرگونى ضعيفى را تحمل کرده و با رسوبات دونين غير دگرگونى (سازند مولى) پوشيده شده‎اند (بربريان و حمدى، 1977). 

»  در بندرانزلى و ماسوله، سنگ‎هاى دگرگونى و دگر شکل شده سيلورين و اوايل دونين، به طور دگرشيب با رسوب‎هاى دونين ميانى و بالايى پوشيده شده‎اند (کلارک و همکاران 1975 )

»  در ناحيه ده‎بيد، روانه‎هاى بازالتى قليايى به سن پيش از دونين وجود دارد که حاصل پديده کافتى شدن پوسته در زمان پالئوزوييک پيشين دانسته شده‎اند )آلريک و ويرلوژو، 1977 )

»  در ناحيه اسفندقه، بخش درخور توجهى از سنگ‎هاى دگرگونى روانه‎هاى بازالتى سيلورين هستند که به احتمالى در پالئوزوييک پيشين و به احتمال بيشتر در زمان ترياس پسين دگرگون و دگرشکل شده‎اند.اين نکته‎ها نشانگر آن است که جنبش‎هاى کالدونى ايران تنها حرکات شاغولى نداشته، بلکه در پاره‎اى از نواحى اين رويداد از نوع کوهزا بوده است. اين احتمال هم وجود دارد که دگرشيبى زاويه‎اى شناخته شده در قاعده سنگ‎هاى کربنيفر و پرمين نيز نتيجه اين رويداد باشد (نبوى، 1355). گفتنى است که از پيامدهاى رويداد کالدونى در ايران، فاز فلززايى سيلورين – دونين است که موجب تمرکز ذخائرى از کانسارهاى همزاد آهن (جنوب باخترى مشهد، جنوب کاشمر، ازبکوه، جنوب انارک، کرمان)، سرب و روى (جنوب باخترى مشهد، انارک)، فسفات (به ويژه در البرز) و گچ شده است (مؤمن‎زاده، 1360).

«چهارمين حرکت‎ زمين‎ساختى پالئوزوييک (هرسى‎نين ):

 ايران، همزمان با رخداد هرسى‎نين است. در رديف‎هاى کربنيفر ايران، دو ناپيوستگى رسوبى درخور توجه دارد که مى‎تواند وابسته به حرکت‎هاى زودرس، حرکت‎هاى اصلى و يا اثرات ديررس رخداد هرسى‎نين باشد. کوهزايى هرسينين در اثر برخورد گندوآناى شمالى با اروپا بوجود آمده است . همزمان با اين کوهزايى در مناطق ديگر جهان نيز برخوردهايى صورت گرفته است . از جمله برخورد گندوآنا با آمريکاى شمالى که تحت عنوان کوهزايى آپالاشين شناخته مى‌شود . از برخورد بخشهايى از چين با قطعاتى از آسيا و سيبرى نيز کوهزايى اورالين شکل گرفته است . کوهزايى هرسينين نيز مشابه  کالدونين در ايران توسط برخى از زمين شناسان بصورت خشکى‌زايى تفسير شده است . افرادى مثل « نبوى ، اشتوکلين ، بربريان ، اشتامکلين »  حرکات هرسينين ايران را از نوع خشکى‌زايى مى دانند. اما بررسيهاى جديد شواهد کوهزايى را در ايران نشان مى‌دهد .

در نواحى ماسوله ، گرانيت‌هايى ، سنگهاى دگرگونى منطقه گشت را بريده‌اند که سن برخى از اين گرانيت‌ها مزوزوئيک و قسمت‌هايى پالئوزوئيک زيرين تا فوقانى است . شيست‌هاى دگرگون شده ناحيه ماسوله سن مطلق 375 ميليون سال را نشان مى‌دهند که مى‌تواند مرتبط با هرسينين يا کالدونين پسين باشد . در ايران مرکزى منطقه پشت بادام واحدهاى پرموترياس بدون اثر دگرگونى روى سنگهاى دگرگونى با سن 300 ميليون سال قرار گرفته‌اند . سينيت‌هاى شمال غرب تبريز و ناحيه جلفا و همچنين سينيت‌هاى آجرى رنگ ناحيه مرند بعد از دونين و قبل از پرمين نشانگر حرکات هرسينين در شمال غرب ايران است .

بر اساس داده‎هاى ديرينه‎شناسى، نخستين ناپيوستگى رسوبى، به تقريب، به سن ويزئن Visean ميانى است. ناپيوستگى دوم به سن پس از آشکوب نامورين است که تا اواخر کربنيفر پسين و يا اوايل پرمين ادامه داشته است.

ناپيوستگى رسوبى وابسته به پسروى ويزئن ميانى به ويژه در کوه‎هاى البرز اثرات آشکار دارد و  به همين‎رو مى‎توان به آن البرزين  گفت. در ايران مرکزى هم، به ويژه در ناحيه طبس پيامد اين رويداد نشانه‎هاى روشن دارد. در دامنه جنوبى بلندى‎هاى البرز، سن رديف‎هاى کربنيفر پيشين (سازند مبارک) از آشکوب ويزئن ميانى فراتر نمى‎رود که با رديف‎هاى پيشرونده پرمين پوشيده شده است. لذا مى‎توان پذيرفت که نواحى مذکور (دامنه جنوبى)، در اثر حرکت‎هاى زمين‎زا، مرتفع شده و اين خروج تا پيشروى بعدى دريا در زمان پرمين ادامه داشته است. در دامنه شمالى البرز، پس از خروج ويزئن ميانى، پيشروى دوباره دريا سبب نهشت توالى به طور عمده کربناتى بر روى سازند مبارک شده که سن ويزئن بالايى – نامورين دارد و در دره چالوس، سازند دزدبند ، در دره راميان سازند باقرآباد  و در باختــر آزادشهر سازند قزلقلعـه  نام دارد. در ايران مرکزى شواهد ناپيوستگى ويزئن ميانى )اَلبرزين) را بيشتر در کوه‎هاى شُترى و منطقه کلمرد مى‎توان ديد. در کوه‎هاى شُترى، به ويژه در بُرش حوض دو راه (جنوب خاورى طبس) سازند سردر (ويزئن ميانى – نامورين)، با30 متر کنگلومرا و ناپيوستگى موازى سازند شيستو را مى‎پوشاند. در باختر طبس )بلوک کلمرد(، ايست رسوبى ويزئن ميانى گاهى از نوع ناپيوستگى پيوسته‎نماParaconformity   و در نقاطى با نهشته‎هاى تبخيــرى – سبخايى در سازند گچال  مشخص است در اينجا پيشروى بعدى به سن ويزئن پسين است که تا نامورين سکوى کلمرد را زير پوشش داشته است.

به جز چند مورد پرسش‎آميز، در بسيارى از نقاط ايران سنگ‎هاى کربنيفر بالا وجود ندارد و رديف‎هاى پيشرونده پرمين با دگرشيبى موازى و در چند مورد (تکاب، شمال باخترى درياچه اروميه و ...) با دگرشيبى زاويه‎اى سنگ‎هاى کهن‎تر (کربنيفر پايين – کامبرين) را مى‎پوشاند. نبود سراسرى نهشته‎هاى رسوبى کربنيفر بالا، که همزمان با رخداد کوهزايى هرسى‎نين در گستره‎هاى وسيعى از اروپا و آسيا است سبب شده تا همگان بر اين باور باشند که رويداد هرسى‎نين بر زمين‎شناسى کربنيفر ايران اثرگذار بوده ولى، در مورد کوهزا و يا زمين‎زا بودن اين رويداد، دو ديدگاه متفاوت وجود دارد. گروهى بزرگى از زمين‎شناسان، پيامد رخداد هرسى‎نين در ايران را از نوع حرکت‎هاى زمين‎زا و به دور از نشانه‎هاى کوهزايى مى‎دانند، به گونه‎اى که در نتيجه آن، دريا از تمام سرزمين ايران و حتى فرونشست‎هاى درون قاره‎اى، مانند سنندج – سيرجان پس نشسته است ولى در اواخر کربنيفر پسين و يا اوايل پرمين پيشين حرکت‎هاى هرسى‎نين دريازا، به گونه‎اى که در قسمت‎هايى از آذربايجان، کوه‎هاى البرز، شمال و جنوب يزد، کرمان و باختر طبس سنگ‎هاى پرمين روى رديف‎هاى کربنيفر زيرين و يا دونين بالا قرار دارند. و يا در جنوب خاورى زاگرس، سنگ‎هاى پرمين پس از يک ايست رسوبى به بزرگى حدود 70 ميليون سال، بر روى نهشته‎هاى دونين بالا (سازند زاکين) نشسته است. در آذربايجان جنوبى نيز پرمين روى اردويسين است و سرانجام در کوه‎هاى سلطانيه و بخش‎هاى مرکزى زاگرس، پرمين با سطوح مختلف کامبرين (سازند ميلا) همبر است. در بيشتر اين نواحى، مرز پرمين و سنگ‎هاى قديمى‎تر از نوع دگرشيبى موازى است که به هرسى‎نين خشکى‎زا در اين نواحى اشاره دارد. ولى: 

»  در خاور تهران، بنا به گزارش آنگالن (1968)، در سنگ‎هاى کربنيفر زيرين (سازند مبارک) دو امتداد مشخص، با راستاى شمال – جنوب و شمال باخترى – جنوب خاورى وجود دارد که در سنگ‎هاى جوان‎تر از کربنيفر ديده نمى‎شود.   

»  در پشت‎بادام، به گزارش حقى‎پور (1974)، نادگرگونى‎هاى پرمين – ترياس، مجموعه دگرگونى را مى‎پوشاند که سن پرتوسنجى بيوتيت‎هاى آن حدود 300 ميليون سال (حدود دونين) است. 

»  در تکاب (علوى نايينى و عميدى، 1968 )، گلپايگان (تيله و همکاران 1968 ) ، شمال باخترى درياچه اروميه (حقى‎پور و همکاران، 1368) ارتباط سنگ‎هاى پرمين و نهشته‎هاى کهن‎تر دگرشيب است، در ناحيه محلات اين دگرشيبى با چين‎خوردگى، راندگى و دگرگونى گزارش شده است. 

»  در ماسوله، مجموعه دگرگونه گَشت با رديف‎هاى نادگرگونى پرمو – ترياس پوشيده شده‎اند. سن پرتوسنجى بخش زيرين اين مجموعه 12 ± 375 تا 47 ± 382 (دونين( است که به طور دگرشيب با شيست‎هاى پليتى پوشيده شده است. اما علوى (1991)، اين دگرگونى‎ها را پى‎سنگ هرسى‎نين توران مى‎داند که به صورت ورق‎هاى بُر خورده بر روى دامنه شمالى البرز رانده شده‎اند. 

»  کلارک و همکاران (1975) دگرگونى‎هاى جنوب لاهيجان را به سن کربنيفر پيشين مى‎دانند که در اثر رخداد هرسى‎نين دگرگون شده اند. ولى، به احتمال، زمين‎ساخت برخوردى ترياس پسين در اين دگرگونى نقش بيشترى دارد. 

»  بين مرند تا جلفا، توده‎هاى سينيتى صورتى رنگ در سنگ‎هاى دونين تزريق و با دگرشيبى آذرين پى با سنگ‎هاى پرمين پوشيده شده است. 

دگرشيبى‎ها، چين‎خوردگى‎ها و فرآيندهاى دگرگونى در نواحى ياد شده به رخداد هرسى‎نين نسبت داده شده و نتيجه شده که در نواحى مذکور، جنبش‎هاى هرسى‎نين از نوع کوهزا بوده است. گفتنى است که: 

»  دگرشيبى ياد شده، بيشتر بين سنگ‎هاى پرمين و رديف‎هاى کهن‎تر از دونين است. به همين‎رو نبوى (1355)، رخداد کالدونى را مؤثرتر از هرسى‎نى مى‎داند.

»  اگرچه دگرگونى‎ها و همراهان اولترامافيکى جنوب باخترى مشهد، به دليل مقايسه با افغانستان و يا استفاده از سن پرتوسنجى، به سن دونين – کربنيفر دانسته شده‎اند که در اثر کوهزايى هرسى‎نين دگرگون شده‎اند، ولى در حال حاضر يقين بر اين است که اين دگرگونى‎ها منشورهاى برافزايشى زميندرز موسوم به تتيس کهن با سن پرمين هستند و در ترياس پسين، همزمان با برخورد حاشيه غير فعال البرز و صفحه‎ توران دگرگون شده‎اند.

»  در پاره‎اى گزارش‎ها، يکى از نتايج اصلى فاز هرسى‎نين را بسته شدن درياى هرسى‎نين (تتيس کهن) شمال ايران و اشتقاق درون قاره‎اى در زاگرس مرتفع دانسته‎اند. ولى، نظر به اين که منشورهاى برافزايشى زميندرز مشهد به سن پرمين است که در ترياس پسين بسته شده و همچنين شباهت‎هاى سنگ‎شناسى قوى بين سنگ‎هاى پرمين و ترياس زاگرس مرتفع و ديگرنواحى ايران، بسته شدن زميندرز شمال و اشتقاق سکوى ايران مرکزى و زاگرس در کربنيفر پرسش‎آميز است و همان‎گونه که اشتوکلين (1977)، و افتخارنژاد (1370) باور دارند، زميندرز مشهد، تتيس کهن واقعى نيست.

با توجه به ترديدهاى موجود در مورد ماهيت و چگونگى عملکرد رخداد هرسى‎نين، مى‎توان پذيرفت در ايران، جنبش‎هاى ياد شده در زمان کربنيفر پسين، از نوع خشکى‎زا و در پرمين پيشين از نوع دريازا بوده است.

 

نوشته شده توسط انسیه نامنی(همسرمهربانم)

آشنایی با علم زمین شناسی ساختمانی

آشنایی با علم زمین شناسی ساختمانی

زمین شناسی ساختمانی از واژه Structral به معنی ساختاری یا ساختمانی و Geology به معنی زمین شناسی گرفته شده است . پوسته زمین در طی تاریخ زمین شناسی یک واحد ثابت و غیر متغیری نبوده است بلکه به کرات در برابر عوامل داخلی و خارجی در آن تغییر شکل ایجاد شده است. شاهد این مدعی وجود نواحی عظیم چین خورده یعنی سلسله کوههاست که در آن رسوبات و سنگهای دیگر فشرده شده و فرم آنها تغییر کرده است.

عامل دیگر رسوبات دریایی است که اینک در قلل مرتفع کوهها دیده می‌شود و در برخی موارد هزاران متر از سطح دریا بالاتر قرار گرفته است و این خود ناپایداری قشر زمین را نشان می‌دهد. بطور کلی می‌توان گفت که زمین شناسی ساختمانی و تکتونیک ، درباره ساختهای مختلف سنگهای تشکیل دهنده پوسته زمین، چگونگی تشکیل و ارتباط آنها با عوامل داخلی زمین بحث می‌کند.

زمین شناسی ساختمانی در بین سایر علوم زمین شناسی ، موقعیت خاصی را داراست. مثلا تهیه نقشه زمین شناسی محل ، بدون آگاهی به نوع ساختمانهای منطقه ، غیر ممکن است. زیرا بدون توجه به ساختمانهای موجود ، ارتباط واحدهای مختلف زمین شناسی امکان پذیر نیست. از سوی دیگر مواد معدنی ، در ساختمانهای خاص زمین شناسی متمرکز می‌شوند. مثلا نفت و گاز طبیعی بیشتر در قسمتهای بالای تاقدیسها جمع می‌شوند و با شناسایی این ساختمانهاست که می‌توان امکان وجود آنها را بررسی کرد. همچنین بسیاری از موارد معدنی بصورت رگه تشکیل می‌شوند که این رگه‌ها ، معمولا در امتداد گسلهای موجود در منطقه تشکیل می‌شوند. در بسیاری موارد ، در اثر وجود گسلها و شکستگیها ، گسترش ماده معدنی در یک منطقه قطع می‌شود و برای پیدا کردن مجدد آن ، آگاهی به مشخصات تکتونیکی منطقه ، ضروری است.آشنایی به وضعیت ساختمانی منطقه ، کمک موثری در مطالعه آبهای زیرزمینی است. زیرا گسلها و شکستگیها ، مجراهای مناسب جهت عبور آبهای زیرزمینی می‌باشد. شناسایی دره ها و گسلهای ناحیه ، یکی از بهترین مراحل مقدماتی حفر تونلها و احداث سدها به شمار می‌آید.

 انواع بررسی‌های زمین شناسی ساختمانی

 بررسی بر اساس وضعیت هندسی : در این نوع تقسیم‌بندی ، ساختمانهای مختلف زمین از نظر شکل هندسی مورد توجه قرار گرفته و به انواع چین‌ها ، گسل ، درزه‌ها و  تقسیم می‌شوند.

بررسی از نقطه نظر سینماتیکی : در این بررسی ، اشکال مختلف زمین‌شناسی ، از نقطه نظر نحوه حرکات پوسته زمین ، که منجر به ایجاد ساختمان مذبور شده است، مورد بررسی قرار می‌گیرند. در حقیقت در این حالت چگونگی تشکیل ساختمانهای مختلف ، مطالعه می‌شود.

 بررسی تاریخی : مقصود از این بررسیها ، مطالعه چگونگی تشکیل ساختمانهای مختلف ، در دوره‌های خاص زمین‌شناسی است. زیرا بطوری که می‌دانیم، در دوره‌های مختلف دوران زمین شناسی ، حرکات تکتونیکی مختلفی وجود داشته است.

 بررسی از نظر دینامیکی : در این بررسی ، رابطه نیروهای موثر بر سنگهای زمین و ساختمانهای حاصله ناشی از آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 زمین شناسی ساختمانی و سایر علوم زمین شناسی

 پترولوژی : این شاخه از علوم زمین از منشا پیدایش و شرایط تشکیل سنگها و همچنین رابطه موجود این سنگها گفتگو می نماید و ارتباط نزدیکی با زمین شناسی ساختمانی دارد، مخصوصا تغییر شکلهایی که در اعماق با تبلور مجدد یا دگرگونی سنگها همراه است.

 رسوب شناسی : رسوب شناسی و رسوب گذاری از رخدادهای تکتونیکی ، شواهد و مدارک زیادی ارائه می‌نمایند، زیرا تغییر شرایط ته نشینی و انباشته شدن رسوبات با تغییر شکل حوضه‌های رسوبی همراه است.

 چینه شناسی : اغلب اوقات وضع چینه شناسی به موقعیت ساختمانی طبقات وابسته است که بدون دانستن سرگذشت تکتونیک منطقه ، امکان بررسی ترتیب چینه شناسی وجود ندارد.

 ژئومورفولوژی : ژئومورفولوژی در نواحی که تحت تاثیر تکتونیک جدید قرار گرفته است، دارای اهمیت زیادی است.

 زمین شناسی کاربردی : نیروهای عمل کننده بر زمین باعث ایجاد تغییر در پوسته زمین و تاثیر گذاری بر روی سازه‌های احداث شده بر روی آن می‌شود. بنابراین شناخت پدیده‌های ساختمانی و تکتونیکی کمک موثری به برنامه ریزی در این گونه تشکیلات می‌نماید.

 زمین شناسی اقتصادی : بسیاری از مواد معدنی به صورت رگه در امتداد گسلها و شکستگیهای موجود در منطقه تشکیل می‌گردد و یا نفت و گاز طبیعی بیشتر در ساختهای خاص زمین شناسی ( تاقدیس ) جمع می‌شوند که برای شناخت این ساختها و استفاده بهینه از مخازن موجود آگاهی از مشخصات تکتونیکی و ساختمانی منطقه لازم است.

 هیدروژئولوژی : آشنایی به وضعیت ساختمانی منطقه کمک موثری در مطالعه مخازن زیرزمینی است، چون گسلها و شکستگیها علاوه بر جابجایی لایه‌های آبدار ، مجرای مناسبی جهت عبور آبهای زیرزمینی هستند.

 فتوژئولوژی : امروزه بررسیهای زمین شناسی ساختمانی با استفاده از عکسهای هوایی و مطالعه مستقیم در روی زمین ( زمین شناسی صحرایی ) صورت می‌گیرد و اصولا این دو علم لازم و ملزوم یکدیگرند.

نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی

بزرگان زمین شناسی

این عکسها هیچ ربطی به رشته زمین شناسی نداره وفقط به خاطر علاقه شدید من به این شخصیت علمی.

عکس کودکی انیشتین

ادامه تصاویر ادامه مطلب




GetBC(75);  
  • بزرگان زمین شناسی

وی لرزه شناس و ژئوفیزیک دانی از ایالت اوهایوی امریکا بود. وی به خاطر ابداع مقیاس ریشتر که در سال 1979 به مقیاس بزرگای گشتاوری ارتقا یافت، بسیار مشهور شد. این مقیاس، بزرگا و اندازه زمین لرزه ها را مشخص می کند.

ریشتر با الهام از مقاله کیو واداتی در مورد زمین لرزه های کم عمق و عمیق که در سال 1928 به چاپ رسید، مقیاس خود را ابداع و بعد از تکمیل این مقیاس با همکاری بنو گوتنبرگ که با هم در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا کار می کردند، اولین بار در سال 1935 از آن استفاده کرد. وی فعالیت خود را در موسسه کارنگی در سال 1927 بعد از دریافت پیشنهاد از رابرت میلیکان به عنوان دستیار پژوهشی وی آغاز کرد. در همین موسسه وی همکاری خود را با بنو گوتنبرگ شروع نمود.

آزمایشگاه لرزه نگاری انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا قصد آغاز نگارش سلسله گزارش هایی از زمین لرزه های کالیفرنیای جنوبی را داشت و شدیدا نیاز به سیستمی داشت تا به کمک آن بتواند نیروی زمین لرزه ها را برای این گزارش ها محاسبه کند. این دو دانشمند با همکاری یکدیگر مقیاسی را اختراع نمودند که این نیاز را برطرف می نمود و به مقیاس ریشتر مشهور شد. این مقیاس بر مبنای اندازه گیری کمی جابجایی زمین به دلیل امواج لرزه ای استوار بود که توسط کیو واداتی به آن اشاره شده بود.

آنها یک جفت لرزه نگار را برای اندازه گیری این جابجایی طراحی کردند و یک مقیاس لگاریتمی را برای اندازه گیری شدت بکار گرفتند. انتخاب نام "magnitude" برای این اندازه گیری به علاقه دوران کودکی ریشتر به ستاره شناسی بر می گردد، جایی که نیرومندی ستاره ها با بزرگای آنها سنجیده می شد. سهم گوتنبرگ در این همکاری انکار نشدنی است اما بیزاری وی از مصاحبه باعث شد تا نام وی بر روی این مقیاس باقی نماند.

بعد از انتشار مقیاس ریشتر  به صورت پیشنهادی در سال 1935 این مقیاس به سرعت برای اندازه گیری شدت زمین لرزه ها بکار گرفته شد.وی تا سال 1936 در موسسه کارنگی باقی ماند تا اینکه یک پست کلیدی در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا، یعنی جایی که گوتنبرگ کار می کرد، دریافت کرد. گوتنبرگ و ریشتر کتاب لرزش زمین را در سال 1941 منتشر کردند و ویرایش بازنگری شده آن را در سال 1952 ارائه کردند. در سال 1958 ریشتر کتاب لرزه شناسی مقدماتی را بر مبنای نکات آموزشی دوران دانشجویی خود  منتشر نمود. وی در طول زندگی علمی خود مقالات بسیاری را منتشر نمود که تاثیر بسزایی در پیشرفت لرزه شناسی داشت.

ریشتر در خلال سال های 1959 تا 1960 به عنوان سفیر علمی امریکا در ژاپن فعالیت می کرد. ریشتر در خلال دوران فعالیت خود  مشغول توسعه کد های ساختمانی برای مناطق زلزله خیز بود. مقامات دولتی لس آنجلس در دهه 60 در اثر هشدار های ریشتر بسیاری از تزئینات و قرنیس ها را از ساختمان های شهری برداشتند. بعد از زمین لرزه 1971 لس آنجلس تذکرات شهری ریشتر و هشدار های او اهمیت خود را با جلوگیری از مرگ بسیاری از افراد نشان داد. ریشتر در سال 1970 بازنشسته شد. وی در 30 سپتامبر 1985 بر اثر نارسایی قلبی در پاسادنای کالیفرنیا درگذشت.




GetBC(25);  
  • بزرگان زمین شناسی

 

پروفسور مکنزی ژئوفیزیک دان دانشگاه کمبریج  است ودر دوره ای رئیس آزمایشگاه های بولارد بوده است. وی دانشجوی فوق لیسانس ادوارد بولارد بود. وی مقالات بسیاری در موضوع زمین ساخت صفحه ای نگاشته و در سمینار ها ارائه کرده است. سایر کار های اخیر وی می توان به مقالاتی در مورد همرفت گوشته، تولید مواد مذاب، انبساط حوضه های رسوبی، و استفاده ی اصول اولیه مدل سازی در دگرشکلی قاره ها اشاره کرد.وی عضو انجمن سلطنتی بریتانیا است و در سال 2002 برنده جایزه کرافورد شده است. پروفسور مکنزی به دلیل مجاهدت های علمی اش در سال 2003 توسط الیزابت دوم ملکه انگلستان به مقام شوالیه نائل آمده است.

وی در سال 1942 در چلتنهام انگلیس به دنیا آمد. پدرش فرزند یک پزشک حاذق و متولد لندن و مادرش فرزند یک کارگر و متولد لیدز بود. وی دوران ابتدایی را در لندن گذراند و علاقه زیادی به ریاضی، شیمی و فیزیک از خود نشان می داد. معلم های او در افزایش این علاقه نقش بسزایی ایفا می کردند و شدت علاقه او به شیمی و فیزیک روز به روز بیشتر می شد. در دوران کودکی وی مادرش تاثیر شگرفی در علاقه او به زمین و ساختار های آن داشت. مادر او به نقاشی از ساختار ها و زمین شناسی بسیار علاقه مند بود. وی در ماخذ کتاب " زندگی های جدید، مناظر جدید" که کتاب درس استاندارد به شمار می رفت، لقب افتخاری معمار طبیعت را گرفته بود. در نهایت این مادر دن بود که قبل از پدرش ، که دوست داشت دن یک پزشک شود، تاثیر فراوانی بر روی زندگی و آینده وی داشت. مادرش پس از پشت سر گذاشتن سرطان سینه ، به سرطان تخمدان مبتلا شده و از دنیا رفت.دن  با دریافت یک کمک هزینه دانشجویی تصمیم گرفت برای یک سال در لندن مانده و به یک ریاضی دان تبدیل شود که ریاضی را به خوبی و حتی بهتر از ریاضی دانان کمبریج تدریس کند. در پایان سال یک بورسیه دیگر در ریاضی دریافت کرد و در همان زمان از نظر سیاسی هم بسیار فعال بود. وی در دوران لیسانس در کلاس های درس اساتیدی چون دیراک و هولی شرکت می جست و در حالی که وی می توانست یک شیمیست شود زمین شناسی را آغاز کرد. با علاقه و پشتوانه ای که وی در ریاضیات و فیزیک داشت و روی مکانیک کوانتومی در دوره ی لیسانس خود کار کرده بود اساتید وی تصمیم گرفتند تا وی را به ژئوفیزیک ترغیب کنند. وی دانشجوی فوق لیسانس تدی بولارد شد. وی تحقیق بر روی موضوع متغیر های ترمودینامیکی را به دن پیشنهاد کرد که با انجام تحقیق علاقه دن به این موضوع بیشتر شد که چه اتفاقی در درون زمین در حال رخ دادن است؟ و این موضوعی بود که در طول زمان اذهان را به خود مشغول کرده بود.

بر اساس آموزه های قبلی اش در مورد مکانیک سیالات و همکاری های نزدیک دانشگاه های کالیفرنیا و سن دیگوی امریکا با دانشگاه کمبریج دن تصمیم به دعوت از فریمن گیلبرت و والتر مونک  برای همکاری در ادامه تحقیقاتش گرفت. آنها سرمایه زیادی را به این تحقیق تزریق کردند و نیروی دریایی امریکا نیز که به اقیانوس شناسی در دریاهای عمیق بسیار علاقه مند بود از این طرح استقبال کرد و دن به عنوان مسئول این طرح به امریکا سفر کرد. در عرض شش ماه تحقیقات گسترده ای انجام و مقالاتی منتشر شد اما با شروع جنگ ویتنام وی به انگلیس باز گشت و در کمبریج مشغول به نگارش رساله دکتری خود شد و در سال 1966 آن را ارائه داد. وی با بررسی های بیشتر و تصحیح رساله دکتری خود آن را در سال 1967 منتشر ساخت.وی مطالعاتش را در مورد دینامیک سیالات و پلیت تکتونیک، حرکت قاره ها و لرزه شناسی با توجه به آموخته های ریاضی و فیزیک دوره لیسانس  خود ادامه داد. در سال 1967 مقاله ای را به همراه باب پارکر در مجله نیچر به چاپ رساند.وی در سال 1968 سفری به اقیانوس هند داشت و آنومالی های مغناطیسی در کف اقیانوس یافت که درست در زمان حرکت روبه شمال هند و برخورد آن با هیمالیا شکل گرفته بودند. این تحقیقات در ژورنال ژئوفیزیک انجمن ستاره شناسی سلطنتی در سال 1971 به چاپ رسید. این تحقیق برجسته و عظیم باعث شد تا وی از یک دانشجوی فوق لیسانس ناشناخته به یک دانشمند بزرگ فقط در عرض دو سال تبدیل شود. معاشرت با اساتید برجسته و مقام استادی در دانشگاه منچستر ادامه روند موفقیت های دن مکنزی در چهار سال دیگر بود. اما علاقه وی به دانشگاه کمبریج و آرزوی وی به استادی در این دانشگاه وی را به ادامه تلاشش ترغیب می کرد. در سال 1971 و بعد از ازدواج به استادی دانشگاه کمبریج رسید و به ادامه تحقیقاتش در پلیت تکتونیک ادامه داد




GetBC(24);  
  • بزرگان زمین شناسی

 

وی در 23 ژانویه 1857 در روستای ساحلی ولوسکو اتریش متولد شد. پدر وی آهنگر و سازنده لنگر کشتی بود. آندریا تحصیلات ابتدایی خود را در روستای محل تولدش گذراند و برای ادامه تحصیل به دبیرستانی در شهر مجاور رفت. وی در سن 15 سالگی به زبان های ایتالیایی، انگلیسی و فرانسوی احاطه کامل داشت و بعدها آلمانی، لاتین و یونانی را نیز آموخت.

او تحصیلات دانشگاهی خود را در ریاضی و فیزیک در دانشگاه فلسفه پراگ در سال 1875  و زیر نظر یکی از استادانش پروفسور ارنست ماچ، به پایان رساند. وی فعالیت خود را در سال 1879 با آموزگاری در دبیرستان زاگرب و دبیرستان اوسیک آغاز کرد. در اول نوامبر 1882 آندریا آموزش را در مدرسه ملوانی باکار در نزدیکی ریکا آغاز نمود و 9 سال در آنجا ماندگار شد. کار در آن مدرسه برای آغاز فعالیت علمی وی بسیار مشکل بود. در آنجا بود که وی اولین تماس مستقیمش را با علم هواشناسی برقرار نمود. چیزی که او را جذب این علم کرده بود، یک ایستگاه هواشناسی در باکار بود. وی در سال 1887 کار ساخت دستگاه هایی را که خود طراحی کرده بود، برای مشاهده منظم و اندازه گیری سرعت افقی و عمودی ابرها آغاز نمود. وی پدر معنوی بسیاری از دانش آموزان فقیر و مستعد بود که آنها را برای ادامه تحصیل در مدرسه ملوانی سلطنتی در باکار انتخاب می کرد.

موهوروویچ در سال 1891 بنا به درخواست خودش به دبیرستانی در زاگرب منتقل شد و از اول ژانویه 1892 به عنوان رئیس رصدخانه هواشناسی زاگرب انتخاب گردید. وی در این محل مشاهدات هواشناسی خود را ادامه داد و ایستگاه های هواشناسی را در کل کرواسی گسترش داد. آندریا به مشاهده و مطالعه پدیده های غیر طبیعی هواشناسی از جمله گردباد تورنادوی 31 مارس 1892 در نوسکا که یک قطار باربری 13 تنی را به همراه 50 مسافر به فاصله 30 متر پرتاب کرده بود پرداخت و به طور همزمان به تدریس ژئوفیزیک و نجوم در دانشگاه ادامه داد. اطلاعات انباشته شده ی مشاهداتش از ابرها پایه خوبی برای رساله دکترای او پدید آورد. وی پایان نامه اش را با عنوان " مشاهدات ابرها، دوره های ابری روزانه و سالیانه در باکار" را در دانشگاه زاگرب ارائه نمود و در سال 1893 دکترای فلسفه را از این دانشگاه دریافت نمود.

در مارچ 1892 موهوروویچ مشاهدات نجومی ستاره های عبوری از نصف النهار گریک را برای تعیین دقیق زمان آغاز نمود. در روزهای آغازین آپریل 1893 وی شبکه ای از ایستگاه ها را برای تعقیب طوفان ها تاسیس نمود. وی گردباد ویجور را در نزدیکی بازما در سال 1898 مطالعه نمود. در آغاز سال 1899 وی پروژه ای را برای تحقیق در مورد باد بورا و مهار انرژی آن آغاز نمود و در همان سال پناهگاه هایی را برای دفاع در برابر کولاک در ناحیه یاسکا ایجاد نمود. در 1893 وی عضو ناظر و در سال 1898 وی عضو دائم آکادمی علوم و هنرهای یوگسلاوی در زاگرب گردید.

در 1901 وی به ریاست هواشناسی کرواسی و اسلاونی منصوب شد و این اداره را از نظر پرسنل و تجهیزات به استانداردهای اروپا رساند. وی همچنین به مطالعه اقلیم زاگرب اقدام نمود و در آخرین مقاله اش در هواشناسی در سال 1901 به بحث در مورد کاهش دمای اتمسفری با افزایش ارتفاع پرداخت.  در نهایت وی به تدریج مشاهدات و مطالعاتش را به سایر زمینه های ژئوفیزیک از جمله زلزله شناسی، ژئومغناطیس و ثقل سنجی گسترش داد.

وی به زلزله شناسی علاقه زیادی پیدا نمود. آندریا تعدادی زلزله نگار یافت که بعد از رویداد زمین لرزه 8 اکتبر 1909 دره کوپا با رومرکزی در 39 کیلومتری جنوب شرق زاگرب از کار افتاده بودند. وی توجه ویژه ای بر روی گسترش امواج لرزه ای با عمق کم در سرتاسر کره زمین نمود و پی برد که وقتی یک زمین لرزه رخ می دهد دو نوع موج طولی و عرضی با سرعت های مختلف درون خاک منتشر می شوند. وقتی که این امواج لرزه ای به مرز لایه هایی با جنس های مختلف می رسند، مانند نوری که به شیشه برخورد می کند، منعکس و منکسر می شوند. وی با بررسی داده های لرزه ای موجود در 12 ایستگاه لرزه نگاری به کمک همکارانش ثابت کرد که زمین از یک لایه سطحی تر بر روی یک هسته درونی تشکیل شده است.

موهوروویچ با محاسباتش توانست ضخامت تقریبی لایه بالایی را 54 کیلومتر  تخمین بزند.(امروزه مشخص شده است که ضخامت پوسته از حدود چند کیلومتر در کف اقیانوس ها تا حدود 70 کیلومتر در زیر بلندترین کوه ها متغیر است). وی در مطالعاتش اولین کسی بود که یک ناپیوستگی را بر مبنای تغییر سرعت امواج لرزه ای در بین پوسته و گوشته زمین در نظر گرفت که به نام ناپیوستگی موهوروویچ یا "موهو" شناخته شد. وی که از 1893 تا 1917 موضوعات مختلفی از ژئوفیزیک و ستاره شناسی را در دانشکده فلسفه زاگرب تدریس می نمود، در سال 1910 مقام افتخاری پروفسور را دریافت نمود. سرانجام وی در سال 1921 بازنشسته و در 18 دسامبر 1936 درگذشت و در گورستان میروگوج زاگرب به خاک سپرده شد. زلزله شناس برجسته سوئدی ام. بس یکی از 13 محقق برجسته زلزله شناسی در دوره 1900 تا 1936 از شاگردان آندریا موهوروویچ بوده است. به افتخار این دانشمند برجسته در سال 1970 یکی از دهانه های برخوردی در ماه با قطر 77 کیلومتر  و در سال 1996 نام یک سیارک به شماره 8422 به نام وی نامگذاری شدند و تمبری به یادبود وی به چاپ رسید.





GetBC(23);  
  • بزرگان زمین شناسی

هال یک زمین شناس و دیرین شناس امریکایی بود. وی دارای اعتبار فراوانی در چینه شناسی بود و نقش موثری در توسعه دیرینه شناسی آمریکا ایفا نمود.

هال در 12 سپتامبر 1811 در هینگهام ماساچوست به دنیا آمد. پدر و مادرش دو سال قبل از انگلستان به آنجا مهاجرت کرده بودند. با بزرگ شدن وی علاقه به تحصیل علم نیز در وی شکل گرفت و والدینش او را در موسسه پلی تکنیک رنسلر که به تازگی و برای تحصیل دانش آموزان نخبه تاسیس شده بود و بر روی علم تمرکز داشت، ثبت نام کردند. وی دانش آموز آموس ایتون و ابنزر امونز دو تن از زمین شناسان برجسته شد. هال در سال 1832 با درجه عالی فارغ التحصیل و در سال 1833 لیسانس خود را گرفت و برای تدریس شیمی و بعدا زمین شناسی در موسسه رنسلر باقی ماند.در سال 1836 یک برنامه تحقیقات چند ساله برای جمع آوری اطلاعات زمین شناسی و تاریخ طبیعی نیویورک به تصویب رسید. از نظر اکتشافی ایالت به چهار ناحیه تقسیم شد و هال به عنوان زمین شناس دستیار به همراه استادش ابنزر امونز که مسئول ناحیه دوم بود، انتخاب گردید.

هال در نخستین قدم به مطالعه ذخایر آهن در کوهستان آدیروندک  پرداخت. در سال بعد تحقیقات ادامه یافت و هال برای کمک در ناحیه چهارم در غرب نیویورک انتخاب شد. سایر زمین شناسان برجسته که در این مطالعات همکاری داشتند شامل لاردنر ونوکسم و تیموتی کنراد بودند. همکاری این افراد با یکدیگر باعث توسعه چینه نگاری نیویورک و ایجاد یک استاندارد برای نامگذاری تقسیمات چینه نگاشتی بر مبنای جغرافیای محلی گردید.در پایان تحقیقات در سال 1841، هال دیرین شناس ایالت نامیده شد. در سال 1843 وی گزارش نهایی اش را در مورد تحقیقات ناحیه چهارم زمین شناسی با عنوان "زمین شناسی نیویورک، ناحیه چهارم" به چاپ رساند و مورد تحسین همگان قرار گرفت. وی تمام آسایش و وقتش را وقف زمین شناسی چینه نگاری و دیرین شناسی بی مهرگان کرده بود و در این را اعتبار فراوانی کسب کرده بود.

هال یک آزمایشگاه در آلبانی نیویورک ساخت که به مهمترین مرکز  مطالعه و پرورش برای زمین شناسان و دیرین شناسان مشتاق تبدیل شد. بسیاری از دانشمندان برجسته دوره کارآموزی خود را با جیمز هال آغاز کردند. فیلدینگ مییک، چارلز والکوت و جوسیا ویتنی از جمله شاگردان برجسته وی بودند. بعد از کار در نیویورک، هال مطالعاتش را به سایر نواحی امریکا گسترش داد. در سال 1850 وی در مطالعات زمین شناسی در شمال میشیگان و ویسکانسین مشارکت داشت و اولین ریف های فسیل را در امریکای شمالی یافت. وی از سال 1855 تا 1858 به عنوان زمین شناس ایالت ایووا و از سال 1857 تا 1860 در ایالت ویسکانسین منسوب گردید. به علاوه چند ایالت دیگر نیز در تحقیقات زمین شناسی خود از هال به دلیل زبردستی و راهنمایی اش کمک گرفتند. در سال 1866 وی مدیر موزه تاریخ طبیعی نیویورک گردید. در سال 1893 وی به عنوان رئیس زمین شناسی ایالت نیویورک انتخاب شد. بین سال های 1847 تا 1894 هال 13 جلد از " دیرین شناسی نیویورک " را که بر پایه مشاهدات و دستاوردهایش در صحرا بود منتشر نمود. این کار عظیم متشکل از 4500 صفحه و 1000 صفحه تصویری بود.

به علاوه وی بیش از 30 کتاب دیگر و بیش از 200 مقاله نوشت و در نگارش چندین کتاب و مقاله در مورد زمین شناسی همکاری داشت. وی یکی از اعضای موسس آکادمی ملی علوم و اولین رئیس انجمن زمین شناسی امریکا بود. وی یکی از بنیان گذاران همایش های بین المللی زمین شناسی و نایب رئیس این همایش ها در پاریس، بولونیا و برلین بود. وی به عنوان یکی از 50 عضو خارجی انجمن زمین شناسی لندن در 1848 انتخاب شد و در سال 1858 مدال ولاستون را دریافت کرد. در 1884 وی به عنوان مخبر آکادمی علوم فرانسه انتخاب گردید. وی در سن 85 سالگی  برای شرکت به همایش بین المللی زمین شناسی و همچنین شرکت در یک سفر علمی به کوه های اورال به سن پترزبورگ سفر کرد. وی دو سال بعد در 7 آگوست 1898 در سن 87 سالگی در نیوهمپشایر درگذشت و در گورستان روستای آلبانی در نیویورک به خاک سپرده شد.




  • بزرگان زمین شناسی

نیکولای آلکسادرویچ کودریاتسف زمین شناس نفت اتحاد جماهیر شوروی بود که در 21 اکتبر 1893 در اوپوچکا به دنیا آمد. وی پدر نظریه منشا غیر بیوژنیک نفت بود. این نظریه بیان می داشت که نفت از منابع هیدروکربنی غیر از موجودات زنده واقع در اعماق پوسته و گوشته زمین حاصل شده است.

وی فارغ التحصیل موسسه معدنی لنینگراد در 1922 بود. وی دکترای خود را در سال 1936 در زمین شناسی و کانی شناسی دریافت کرد و در سال 1941 به مقام پروفسور نائل آمد. دوره فعالیت حرفه ای وی از 1920 در کمیته زمین شناسی اتحاد جماهیر شوروی آغاز گردید. طی سال های 1929 تا 1971 در موسسه تحقیقات زمین شناسی شوروی کار می کرد.

نیکولای آلکسادرویچ کودریاتسف زمین شناس نفت اتحاد جماهیر شوروی بود که در 21 اکتبر 1893 در اوپوچکا به دنیا آمد. وی پدر نظریه منشا غیر بیوژنیک نفت بود. این نظریه بیان می داشت که نفت از منابع هیدروکربنی غیر از موجودات زنده واقع در اعماق پوسته و گوشته زمین حاصل شده است.

وی فارغ التحصیل موسسه معدنی لنینگراد در 1922 بود. وی دکترای خود را در سال 1936 در زمین شناسی و کانی شناسی دریافت کرد و در سال 1941 به مقام پروفسور نائل آمد. دوره فعالیت حرفه ای وی از 1920 در کمیته زمین شناسی اتحاد جماهیر شوروی آغاز گردید. طی سال های 1929 تا 1971 در موسسه تحقیقات زمین شناسی شوروی کار می کرد. در زمان حکومت رژیم استالین به خاطر تفکراتش به عنوان دشمن ملت شناخته و چند سال را در کمپ های گولاگ زندانی بود و پس از آزادی از زندگی  و اقامت در شهرهای اصلی شوروی منع شد. تنها پسرش در آغاز حمله آلمان نازی به شوروی کشته شد.

کودریاتسف مطالعات زمین شناسی ناحیه ای اش را بر روی اکتشاف نفت و گاز متمرکز کرد و نتیجه آن اکتشاف در بلوک گروژنی در جمهوری خود مختار چچن، آسیای مرکزی، تیمان – پچروا، و سایر نواحی اتحاد جماهیر شوروی بود. وی هدایت مطالعات اکتشافی در گروژنی را به عهده داشت و برنامه حفر چاه های اکتشافی کلیدی در غرب سیبری در سال 1947 را تهیه نمود که مسیر دوران جدید تولید نفت و گاز در روسیه را هموار نمود و این دوران با حفر اولین چاه گاز خودجوش در نزدیکی برزوو در سال 1953 آغاز گردید.

قانون کودریاتسف؛ این قانون بیان می کند که هر ناحیه ای که در آن نفت و گاز یافت شود، حتما در اعماق و سطوح پایین تر تا سنگ بستر نیز منابع هیدروکربوری با مقدار کمتر یا بیشتر یافت خواهد شد. بنابراین هرجا که ذخایر نفت و گاز یافت شود، معمولا رگه های ذغال سنگ در روی آن وجود دارند و دیده می شوند. گاز معمولا در عمیق ترین لایه ها و به طور متناوب با نفت قرار دارد. همه ذخایر نفتی عموما دارای یک سنگ پوشش نفوذ ناپذیر هستند که از مهاجرت هیدروکربن ها به سمت بالا جلوگیری می نماید. این سنگ پوشش راهنمای کاشفان برای یافتن ذخایر است.

این زمین شناس روسی همچنین یکی از طرفداران و مدافعان نظریه منشا غیر بیولوژیکی نفت بود. استدلال وی این بود که نفت از نظر ترکیبات شیمیایی هیچ شباهتی با مواد خام طبیعی ساخته شده از مواد گیاهی در آزمایشگاه و تحت شرایط طبیعت ندارد. وی نمونه های بسیار و قابل توجهی از منابع نفتی اقتصادی را از سنگ بستر های دگرگونه و متبلور و یا در رسوبات روی آنها یافته بود. وی نمونه هایی در کانزاس، کالیفرنیا، غرب ونزوئلا و مراکش را از این دست پیدا کرده بود.

وی همچنین نشان داد که مخازن نفتی در لایه های رسوبی اغلب با شکستگی های سنگ بستر زیرین خود مرتبط اند. شاهد آن میدان نفتی بزرگ غوار در عربستان سعودی، میدان پانهندل در کانزاس امریکا، میدان تنگیز در قزاقستان، میدان وایت تایگر در ویتنام و بسیاری از میادین دیگر بودند. همه افق های میدان نفتی لاست سولجر در وایومینگ از ماسه سنگ کامبرین که مستقیما بر روی سنگ بستر واقع شده بود تا نهشته های کرتاسه بالایی دارای نفت بودند. وی بر این مبنا بیان داشت که جریان نفت از سنگ بستر زیرین حاصل می شود. وی اظهار داشت که گازهای هیدروکربنی در سنگ های دگرگونی و آذرین سپر کانادا کمیاب نیستند و نفت در گنایس پرکامبرین در چاه های حفر شده در ساحل شرقی دریاچه بایکال کشف شد.با توجه به موارد فوق کودریاتسف نتیجه گرفت که منابع اقتصادی نفت به سادگی در زون های نفوذپزیری یافت می شود که توسط لایه های نفوذ ناپذیر بالایی پوشیده شده باشند.

 پروفسور نیکولای کودریاتسف در 12 دسامبر 1971 در لنینگراد جان به جان آفرین تسلیم کرد.




  • بزرگان زمین شناسی

جان توزو ویلسون یک ژئوفیزیکدان و زمین شناس کانادایی بود که به خاطر مشارکت و سهم انکار ناپذیرش در نظریه زمین ساخت صفحه ای تحسین جهانی را برانگیخت.

وی عقیده داشت لایه های صلب خارجی زمین که از پوسته و قسمتی از گوشته بالایی تشکیل شده و سنگ کره نامیده می شود به قطعات یا صفحات زیادی شکسته شده و آزادانه بر روی سست کره حرکت می کنند. وی به عنوان نمونه ای برای نظریه اش جزایر هاوایی را مثال زد، جایی که به عنوان یک صفحه زمین ساختی درطول اقیانوس آرام گسترده شده است و به آرامی به سمت شمال غرب و بر روی یک نقطه داغ گوشته ای ثابت، در حال حرکت است و یک ردیف از آتشفشان ها را به دنبال هم پدید آورده است. ویلسون همچنین مبدع ایده گسل های تبدیلی می باشد. این گسل ها یک نوع از مرزهای اصلی صفحات زمین ساختی می باشند که در امتداد آنها دو صفحه به صورت افقی از کنار یکدیگر عبور می کنند (مانند گسل سن آندریاس).

ویلسون در 24 اکتبر 1908 از یک خانواده مهاجر اسکاتلندی در اوتاوای کانادا به دنیا آمد. وی اولین دانشجوی رشته ژئوفیزیک در کل کانادا بود که از کالج ترینیتی در دانشگاه تورنتو در سال 1930 فارغ التحصیل شد.

وی مدارک متنوع دیگری را نیز از کالج سنت جان در دانشگاه کمبریج دریافت کرد. دوران اوج تحصیلات آکادمیک وی زمانی بود که دکترای زمین شناسی را در سال 1936 از دانشگاه پریستون دریافت کرد. بعد از کامل نمودن تحصیلاتش وی برای خدمت در جنگ جهانی دوم به ارتش کانادا فراخوانده شد و درنهایت با درجه سرهنگی از ارتش بازنشسته شد. وی عضو انجمن سلطنتی کانادا و انجمن های سلطنتی لندن و ادینبرو بوده است. ویلسون ریاست کالج اریندیل در دانشگاه تورنتو را نیز به عهده داشته است. او مدال اوینگ و مدال بوچر را از اتحادیه ژئوفیزیک امریکا و مدال پنروز را از انجمن ژئوفیزیک امریکا و مدال وگنر را از اتحادیه اروپایی ژئوفیزیک، مدال ولاستون را از انجمن زمین شناسی لندن و جایزه وتلسن را از دانشگاه کلمبیا، مدال قرن کانادا و یکصد و بیست و پنجمین مدال سالیانه کانادا را  به پاس فعالیت های ارزنده اش دریافت نمود.

وی در 15 آوریل 1993 در تورنتو کانادا درگذشت. اتحادیه ژئوفیزیک کانادا جایزه ای با عنوان " مدال جان توزو ویلسون" را به افتخار وی به دستاوردهای ارزشمند دانشمندان ژئوفیزیک اهدا می نماید.





 

 

مهندس نصرالله خادم در سال ۱۲۸۹ تهران متولد شد ، و پس از دریافت دیپلم از دبیرستان علمیه تهران ، در سال ۱۳۱۲ همراه آخرین گروه اعزامی به خارج ، رهسپار فرانسه گردید . در اواخر سال ۱۳۱۷ پس از گذراندن دوره مهندسی معدن از دانشکده معدن پاریس که شهرت و اعتبار فراوانی در زمینه معدن دارد ، به ایران برگشت .او در تمامی مراحل تحصیلی از شاگردان ممتاز و نمونه بود . پس از انجام خدمات سربازی در خدمات دو لتی به ترتیب در سمت های مهندسی معدن زغال سنگ شمشک ، نظارت معادن خصوصی حوضه البرز ، ریاست معدن ذغال سنگ شمشک ، بازرس شرکت سهامی معادن زغال سنگ ، مدیر عامل معادن هرمزگان و قشم ، عضو هئیت مدیره و سپس مدیر عامل شرکت سهامی کل معادن و ذوب فلزات به کار پرداخت .

به موازات این مشاغل فنی و اداری ، آموزش درس زمین شناسی را نیز در دانشکده علوم دانشگاه تهران به عهده گرفت . اکثر کسانی که با فعالیت های ایشان کم و بیش آشنا هستند بر این باورند که خادم در بنیان گذاری صنعت نوین معدن کاری ایران نقش بسیار ارزشمندی داشته است . کوشش های درخشان او در بخش دو لتی ، و راهنمایی های مفید او در تجسس خصوصی معادن در اکتشاف معدن طلای موته و کشف معدن سرچشمه ( با همکاری زنده یاد مهندس علی انتظام ) و مواردی دیگر از اینگونه ، موجب می گردد که در تاریخ معدن کاری جدید میهن عزیزمان ، نامش جاودان بماند . وی در اواخر سال ۱۳۳۹ پس از تصویب قانون تاسیس سازمان زمین شناسی کشور ، عهده دار تشکیل این سازمان زمین شناسی گردید و توانست در زمانی کوتاه با گزینش و جلب جوانان مستعد دانش آموخته در رشته علوم زمین و همکاری شماری از کارشناسان سازمان ملل متحد ، این مؤسسه جوان و نو پا را به سطحی شایسته و در خور تحسین ناظران بین المللی برساند و متخصصان کار آمدی در رشته های مختلف علوم زمین تربیت نماید . در کوتاه زمانی برای بخش بزرگی از پهنه گستره ایران زمین ، نقشه های زمین شناسی با مقیاس ۰۰۰۰۰ ۱/۱ و ۰۰۰۰ ۲۵/۱ همراه گزارش های آنها با کیفیتی بسنده در سطح جهانی ، تهیه و انتشار یافت . در زمینه شناسایی و کشف کانسار های معدنی اعم از فلزی و غیر فلزی ، بررسی های دقیق با همکاری واحد های ژئو فیزیک زمین و هوایی و ژئو شیمی به عمل آمد و شماری از ذخایر معدنی کشور شناسایی و گزارش های آنها تهیه و تاثیر زیر بنایی این سازمان در اقتصاد کشور نمایان تر گردید .

در واحد کار تو گرافی ، تهیه نقشه های زمین شناسی با کیفیت بین المللی چاپ و انتشار یافت . کتابخانه سازمان که در کشور ، بهترین مرجع در زمینه علوم زمین شناسی و معادن ایران است به وجود آمد . موزه ای زیبا ازکانی ها و سنگها ، فسیل ها و نیز نمایشگا هی کوچک و دیدنی از ابزار های معدن کاری ایران باستان فراهم گردید . سر انجام در دورانی کوتاه دانسیته های پایه ای زمین شناسی سازمان جهان گسترش یافت و مورد توجه محافل جهانی قرار گرفت که در اوایل سال ۱۳۵۳ در کمیسون بین المللی تهیه نقشه های زمین شناسی جهان CGMW که در پاریس تشکیل شد ، با وجود پیشینه چندین ده ساله سازمان های زمین شناسی در کشور های دیگر منطقه ، تهیه و تلفیق نقشه های زمین شناسی خاور میانه ، به سازمان زمین شناسی ایران واگذار شد.
زنده یاد مهندس نصرالله خادم تا ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۷۸ که چشم از جهان فرو بست ، دلبستگی های خود را به بررسی های علمی و فنی و توجه به پیشرفت های سازمان زمین شناسی و اکتشاف معدنی کشور حفظ نمود  .

 

 



نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی

عکسهای انواع فورامینی فرا

 

Images
The following images are of a representative selection of foraminifera aimed at giving a general overview of the different morphotypes. Each specimen is given a generic and, if possible, a species name followed by its age range, the site location from which the sample was obtained and its size in microns. LM (Light Microscope) SEM (Scanning Electron Microscope) TS (Thin Section). Typical and selected marker species are illustrated from each main period of the geological column in which foraminifera occur. Click on an image to view a larger version. Because Foraminifera formsuch a diverse taxon they have been split into three groups: planktics, benthics and larger benthics.
Planktic
Globigerina bulloides d'Orbigny
Pliocene-Recent
South Africa
380 microns spiral view SEM
Globigerina bulloides d'Orbigny
Pliocene-Recent
South Africa
416 microns umbilical view SEM
Globigerinoides ruber d'Orbigny
Miocene-Recent
South Africa
spiral view SEM
Globigerinoides sacculifer (Brady)
Miocene-Recent
South Africa
spiral view SEM
Globigerinoides sacculifer (Brady)
Miocene-Recent
South Africa
umbilical view SEM
Globorotalia inflata d'Orbigny
Pliocene-Recent
South Africa
spiral view SEM
Globorotalia inflata d'Orbigny
Pliocene-Recent
South Africa
umbilical view SEM
Globorotalia menardii (Parker, Jones and Brady)
Pliocene-Recent
South Africa
spiral view SEM
Globorotalia menardii (Parker, Jones and Brady)
Pliocene-Recent
South Africa
umbilical view SEM
Neogloboquadrina pachyderma (Ehrenberg)
Pliocene-Recent
South Africa
spiral view SEM
Neogloboquadrina pachyderma (Ehrenberg)
Pliocene-Recent
South Africa
umbilical view SEM
Orbulina universa d'Orbigny
Middle Miocene-Recent
South Africa
SEM
Hantkenina alabamensis Cushman, 1927
Eocene
Montgomery Landing, Red River, Louisiana, USA
side view (slightly broken specimen) SEM
Pseudohastigerina micra (Cole, 1927)
Eocene-Oligocene
Montgomery Landing, Red River, Louisiana, USA
side view SEM
Globorotalia centralis Cushman and Bermudez, 1937
Eocene
Montgomery Landing, Red River, Louisiana, USA
umbilical view SEM
Globorotalia cerro-azulensis Cole, 1928
Eocene
Montgomery Landing, Red River, Louisiana, USA
umbilical view SEM
Parasubbotina varianta (Subbotina, 1953)
Lower-Middle Palaeocene
Zin Valley, Israel
spiral view SEM
Parasubbotina varianta (Subbotina, 1953)
Lower-Middle Palaeocene
Zin Valley, Israel
umbilical view SEM
Parasubbotina pseudobulloides (Plummer, 1926)
Lower-Middle Palaeocene
Zin Valley, Israel
umbilical view SEM
Subbotina triloculinoides (Plummer, 1926)
lower-upper Palaeocene
Zin Valley, Israel
umbilical view SEM
Subbotina triloculinoides (Plummer, 1926)
Palaeocene
Zin Valley, Israel
spiral view SEM
Abathomphalus mayaroensis (Bolli)
Upper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
umbilical view SEM
Abathomphalus mayaroensis (Bolli)
Upper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
lateral view SEM
Contusotruncana contusa (Cushman)
Upper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
dorsal view SEM
Contusotruncana contusa (Cushman)
Upper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
ventral view SEM
Globotruncana linneiana (d'Orbigny)
Santonian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
dorsal view SEM
Globotruncana linneiana (d'Orbigny)
Santonian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
ventral view SEM
Racemiguembelina fructicosa (Egger)
Middle-Uppper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
SEM
Racemiguembelina fructicosa (Egger)
Middle-Uppper Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
SEM
Pseudotextularia elegans (Rzehak)
Campanian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
SEM
Pseudoguembelina excolata (Cushman)
Campanian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Kassbah, N.W. Syria
SEM
Archaeoglobigerina cretacea (d'Orbigny)
Coniacian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Sens, N. France
scale bar 100 microns edge view SEM
Archaeoglobigerina cretacea (d'Orbigny)
Coniacian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Sens, N. France
scale bar 100 microns dorsal view SEM
Archaeoglobigerina cretacea (d'Orbigny)
Coniacian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Sens, N. France
scale bar 100 microns ventral view SEM
Hedbergella delrioensis (Carsey)
Coniacian-Santonian (Upper Cretaceous)
Faircross, UK
scale bar 100 microns ventral view SEM
Whiteinella baltica Douglas and Rankin
Coniacian-Santonian (Upper Cretaceous)
Winterbourne, UK
scale bar 100 microns ventral view SEM
Heterohelix pulchra (Brotzen)
Coniacian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
N. Norfolk, UK
scale bar 100 microns side view SEM
Heterohelix globulosa (Ehrenberg)
Coniacian-Maastrichtian (Upper Cretaceous)
Sens, N. France
scale bar 100 microns side view SEM
Hedbergella planispira (Tappan)
Aptian-Coniacian (Upper Cretaceous)
Karai, S.E. India
ventral view SEM
Hedbergella sigali Moullade
Barremian-Aptian (Lower Cretaceous)
Karai, S.E. India
ventral view SEM
Ticinella primula Luterbacher
Albian (Lower Cretaceous)
Karai, S.E. India
ventral view SEM
Benthic
Spiroloculina ornata (d'Orbigny)
-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Elphidium macellum (Fichtel and Moll)
-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Brizalina alata (Seguenza)
-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Cassidulina neocarinata (Thalmann)
-Recent
Sea of Marmara
ventral view SEM
Siphotextularia concava (Karrer)
-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Bigenerina nodosaria (d'Orbigny)
??-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Planorbulina mediterranensis (d'Orbigny)
??-Recent
Sea of Marmara
unattached side SEM
Nonionella opima (Cushman)
??-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Lagena striata (d'Orbigny)
??-Recent
Sea of Marmara
side view SEM
Alveovalvulina suteri Bronnimann
Gulf of Mexico
LM
Cyclamina cancellata Brady
Gulf of Mexico
1000 microns LM
Cyclamina acutidorsata (von Hantken)
Oligocene-Miocene
Gulf of Mexico
1000 microns LM
Cyclamina acutidorsata (von Hantken)
Gulf of Mexico
1000 microns LM
Reticulophragmium rotundidorsata (von Hantken)
Eocene-Miocene
Gulf of Mexico
600 microns LM
Cribrostomoides sp.
Gulf of Mexico
600 microns side view LM
Cribrostomoides sp.
Gulf of Mexico
600 microns apertural view LM
Haplophragmoides bradyi (Robertson)
Gulf of Mexico
600 microns side view LM
Haplophragmoides bradyi (Robertson)
Gulf of Mexico
600

نرم افزارهای زمین شناسی

 

ER Mapper - Geomatics

سیستم نرم افزارى نقشه کشى و افزایش سایز و پردازش عکسها که جعبه ابزار برش لبه را به خوبى نشان مى دهد براى کامل سازى و سنجش از دور ، مصرف زمین (land use) ، داده هاى اکتشافى کانه ها و مواد نفتی.

آدرس وب سایت

http://www.gemcomsoftware.com


RC )2 Geology

این نرم‌افزار بمنظور مدل‌سازى تركیبى سه‌بعدى مخازن هیدروكربورى ساختمانى و چینه‌اى پیچیده با استفاده از داده‌هاى لرزه‌اى بكار مى‌رود.

ویژگى‌هاى این نرم‌افزار:
این نرم‌افزار تحت سیستم‌ عاملwindows كار مى‌كند.
امكان مدل‌سازى و شبكه‌بندى مخازن پیچیده گسلى وجود دارد.
امكان پذیرش داده‌هاى گمانه‌اى نیز وجود دارد.
امكان تولید سریع مدل‌هاى واقعى سه‌بعدى وجود دارد.

  ادرس وب سایت :
http://www.seismicmicro.com



ArcGIS ArcScan - Geomatics


تعمیم ArcView 8.x:اسکن و بررسى محل تصویر ( raster ) عکسها و همچنین تبدیل کردن به فرمت vector

آدرس وب سایت:

www.Geosoft.com


ArcGIS Publisher - Geomatics


تعمیم ArcView 8.x:تبدیل مدارک نقشه ها به فایلهاى منتشر شده .

آدرس وب سایت : www.intrepid-geophysics.com


ArcGIS StreetMap USA - Geomatics

تعمیم ArcView 8.x:تطبیق آدرسها و نشان دادن خیابانهاى نقشه

آدرس وب سایت : www.intrepid-geophysics.com


123D Sim&Vis - Geology

تکامل حوضه یا زیر حوضه (تقسیمات فرعى حوضه)را به صورت سه بعدى را شبیه سازى وتجسم مى کند این نرم افزار همچنین به کار بر امکان مى دهد تا پیچیدگى هاى فیزیکى وشیمیایى موجود در فرآیندهاى زیر سطحى (زیرزمینى)را که شبیه سازى مى شوند ،تحت کنترل ونظارت قرار دهد


2DIP - Geology

این نرم‌افزار براى مدل‌‌سازى هموار داده‌هاى پلاریزاسیون‌القایى با درنظر گرفتن عوارض توپوگرافى بكار مى‌رود.

ویژگى‌هاى این نرم‌افزار:
تنها آرایش دوقطبى-دوقطبى را مى‌پذیرد.
محاسبه پاسخ پلاریزاسیون‌القایى با فركانس پایین مدل‌هاى دوبعدی.
پاسخ‌هاى ولتاژ را براى هر آرایش الكترودى محاسبه مى‌نماید؛ این آرایش‌ها حداكثر باید داراى 10 الكترود فرستنده جریان و 20 الكترود گیرنده پتانسیل باشند.
حداكثر 9 پارامتر مقاومت‌ویژه قابل تخصیص است.
نتایج مدل‌سازى به شكل شبه‌مقاطع مقاومت‌ویژه و فاز قابل ارائه است.
از روش اجزا محدود در مدل‌سازى استفاده مى‌شود.
آدرس وب سایت :www.msu.ru


ArcIMS - Mining

سرور نقشه هاى اینترنتى براى نمایش نقشه هاى GIS بر روى وب سایت.

آدرس وب سایت : www.rockware.com


ArcPad - Mining

نرم افزارِ GIS نقشه کشى متحرک که براى وسایل نوع PDA استفاده مى شود .

آدرس وب سایت :www.rockware.com


Oziexplorer - Mining

کاربرد فراوانى در دریافت و ارسال مسیر ها و نقاط برداشت از GPS به کامپیوتر و برعکس و همچنین مشخص کردن موقعیت بر روى نقشه دارند و مخصوصا براى دستگاههایى که قابلیت اتصال به کامپیوتر را دارند ایده آل میباشد. خود من از این برنامه استفاده کرده ام و اکثر نیازهاى کار من را براورده کرده است.در این نرم افزار شما با مشخص کردن نوع دستگاه GPS براى برنامه و اتصال آن به کمک کابل مربوطه (در صورت عدم امکان اتصال مستقیم بایستى Way point ها را دستى وارد کنید) و همچنین انتخاب نقشه اى که به فرمت عکس بوده و با وارد کردن مختصات چند نقطه شاخص بصورت رقومى در آمده ، موقعیت نقاط برداشت بر روى نقشه مشخص شده و به راحتى میتوانید به تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد نیاز بپردازید

اخبار خارجی



بزرگترين فولادساز جهان معدن زغال‌سنگ در روسيه مي‌خرد

ايسنا: بزرگترين فولادساز جهان سه معدن زغال‌سنگ را در روسيه مي‌خرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شركت آرسلور ميتال هند براي خريد اين سه معدن در مجموع بيش از 718 ميليون دلار پرداخت خواهد كرد.

دو معدن از معادن ياد شده زغال‌سنگ كك توليد مي‌كنند و در منطقه كمروف روسيه واقع شده‌اند.

بر اساس برآوردهاي انجام شده اين سه معدن در مجموع 140 ميليون تن ذخيره زغال‌سنگ دارند. اين سه معدن در سال 2007 در مجموع 3.14 ميليون تن زغال‌سنگ توليد كردند.